شمس الدين احمد
109
خزائن الملوك ( فارسى )
عظيم و قوى و در غب خالص نخستين نبض ضعيف و صغير و متفاوت مىباشد پس عظيم شود و در غب غير خالص نبض ضعيف و صغير و مختلف باشد و در ميانهء تپ عظيم شود ليكن بعظم خالص نمىرسد و در شطر الغب نخستين نبض مختلف و منخفض باشد و در ميانهء تپ مائل بعظم و در حمى بلغمى نخستين نبض منخفض و صغير و ضعيف و متفاوت باشد و پس متواتر و مختلف گردد و در حمى مطبقه نبض ممتلى و لين و عظيم و قوى باشد و اگر خون عفن باشد عظيم و سريع و مختلف بود و در ربع بلغمى نبض لين و بطى باشد و در صفراوى سريع و متواتر و در دموى عظيم و لين و در سوداوى صلب و صغير درجك رابع در علامات قاروره كه تفسره خوانند و قال صاحب الترويح اعلم ان البول هو فضلة الهضوم الثلاثة يندفع من الاحليل و الفرج و العلم الماخوذ منه يسمى بالتفسرة و بالقارورة بالدليل و هو مركب من جزئين احدهما المائية و هى فضلة الهضم الثانى اى الكبدى و الآخر الرسوب و هو فضلة الهضم الثالث و الرابع اى العرقى و العضوى و قال القدماء البول يخبر عن حال الكبد و ما هو عليها مع كثير من احوال الكلية و المثانة و البول يستدل به على احوال آلات الغذاء خصوصا الكبد دلالة اولية و على باقى الاعضاء دلالة ثانوية و آن را ملاحظه كردن چند قاعده دارد اول در چگونگى ظرف و اخذ قاروره در ان متقدمين گفتهاند كه بول در ظرف آبگينهء صاف كه بر شكل مثانه باشد بتمامه بگيرند و حجم آن آبگينه لائق گنجايش تمامى بول باشد اما چنان بود كه لبالب نشود و حركت بول را جائى بماند و وسط آن هموار باشد و بايد كه مريض در دهان آبگينه آلت نهاده بول كند و پس از بول كردن در شيشه آن را از شعاع خورشيد و باد گرم و سرد محفوظ دارند و چون پيش طبيب برند بآهستگى برند كه بول در شيشه جنبش نكند دوم در اختيار وقت آن قاروره پس از خواب شب على الصباح بايد گرفت و اگر در شبى مريض بيدار مانده باشد و طعام نخورده و على الصباح طعام خورده بخوابد قارورهء آن وقت شام بايد ديد سوم در انتباه از مغيرات بول از مغيرات بول صاحب قاروره احتراز ورزيده باشد كه تناول بقول و تربات بول را سبز كند و تناول زعفران زرد يا سرخ گرداند و خوردن مرى بول را سياه كند و از شرب شراب بول بلون شراب متكيف گردد و بقوام آن نيز مىگرايد و از اختضاب حنا نازكاندامان را بول ضارب بحمرت مىشود ليكن قليل الاشراق بود و از صوم و سهر و تعب و جوع و غضب بول در اكثر زرد يا سرخ شود و بسيار بود كه پس از سهر بول سپيد يا به نسبت ما سبق كمرنگ گردد اما كدر مىباشد و از جماع بول گرم شود و چرب نمايد و در ان ثفلى سپيد پديد آيد و از قى و اسهال نيز بول متغير شود چهارم نگهداشت در قاروره و ملاحظهء آن